السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

39

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

علمى برخوردار مىشود ، ايمان به خدا را هميشه در درجهء اول اهميت قرار مىدهد ، زيرا از ديدگاه اسلام ، بشر داراى روح و روان است و روح بلندپرواز او به ماده قانع نمىشود و اگر احتياج عميق روح آدمى برآورده نشود ، حتى در عالىترين كاخ‌ها به سر برد و از بهترين مزاياى زندگى برخوردار گردد و به آخرين وسايل زندگى مادى مجهز و مسلح باشد ، بيچاره و حيران و سرگردان است ؛ جزئىترين حادثهء ناگوار او را از پا درمىآورد و در برابر گرفتارىهاى حيات ، تاب استقامت ندارد و از همه بدتر آن‌كه مرگ ، هراس‌ناك‌ترين چيزى است كه شربت زندگى را به كام او تلخ مىكند . ما بر آنيم كه تمدن امروز دچار اشتباهى جبران‌ناپذير و گناهى بزرگ و نابخشودنى شده است ! و اگر بشر امروز به ايمان به خدا باز نگردد و اساس زندگى را بر پايهء خداشناسى قرار ندهد ، روز به روز ، روح بلند او در زندان ماده يا صدمات و لطمات بيشتر و مهيب‌ترى روبه‌رو خواهد شد . بارى ، پايه و اساس جامعهء متمدن امروز ماده و زندگى مادى و پيشرفت مادى و علم و صنعت و كمالات مادى است ، ولى پايهء زندگى جامعهء اسلامى ، با دارا بودن همهء مزاياى مادى ، ايمان به خدا ، فضيلت ، معنويت و پيمودن مدارج عالى انسانيت است . . . . دوم ؛ دين و قوانين دينى در اسلام در متن زندگانى قرار دارد ، ولى دنياى متمدن - اگر دين‌دار باشد - دين را محصور به روح و روان كرده است . دين در جامعهء متمدن امروز ، عبارت است از يك سلسله آداب و مراسم خاص و مختصر به صورت حاشيه و جداى از زندگى مادى . . . . اين ، يكى از اشتباهات تمدن است كه دين را ، آيين زندگى نمىداند . از نظر اسلام ، دين ، « آيين زندگى » براى تمام شئون اجتماعى بشر است و در كليهء احوال ، اعمال ، رفتار و سكنات زندگى انسانى دخالت مىكند و به سراپاى زندگى رنگ ايمان و خداشناسى مىزند و هدف پيروان خود را در تمام كارها و اعمال بزرگ و كوچك ،